![]() نیشتمان در زبان کردی به معنی سرزمین می باشد."نیشتمانه که م " تنها قسمتی اندک از همه ی آن چیزهایی است که سرزمینم به من بخشیده . این وبلاگ قبل از آنکه ادعا داشته باشد دغدغه دارد. دغدغه ی بزرگ شدن. دغدغه ی وسیع شدن و ....
ایمیل من آرشیو مطالب قدیمی آرشیو مطالب قدیمی
آرشیو موضوعی
جستجو در وبلاگ
یاران
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
روی خط:
تعداد بازديدها: RSS
|
نیشتمانه که م
به جای وضو ...
يا حق... قرار بر اين بود كه وبلاگم را با غزلي افتتاح كنم. ماندم از بين اين همه عاشقي و شيدايي و ديوانگي كدام حديث را برگزينم. ديوان ها را ورق زدم تا اينكه ... تصميم گرفتم به جاي انتخاب غزلي از يك شاعر، ابياتي را از چند شاعر برگزينم تا وبلاگم به لطف عطر خيال بزرگانمان، افتتاح مباركي داشته باشد... شما را با حافظ و سعدي و عطار ومولانا و عراقي و قره العين تنها مي گذارم....
كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد يك نكته از اين معني گفتيم و همين باشد هركه او نكند فهمي زين كلك خيال انگيز نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد جام مي و خون دل هر يك به كسي دادند در دايره ي قسمت اوضاع چنين باشد
دزديده درشمايل خوب تو بنگريم شوق است در جدايي و جورست در نظر هم جور به كه طاقت شوقت نياوريم گفتي زخاك بيشترند اهل عشق من از خاك بيشتر نه ، كه از خاك كمتريم
رمزي ز راز عشقت در صد زبان نگنجد جولانگه جلالت در كوي دل نباشد جلوه گه جمالت در چشم و جان نگنجد سودای زلف و خالت در هر خيال نايد انديشه ی وصالت جز در گمان نگنجد بُوَد آيا كه خرامان ز درم باز آيي؟ گره از كار فروبسته ي ما بگشايي؟ نظري كن كه به جان آمدم از دلتنگي گذري كن كه خيالي شدم از تنهايي بس كه سوداي سرزلف تو پختم به خيال عاقبت چون سر زلف تو شدم سودايي
ترك من خراب شبگرد مبتلا كن مائيم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهي بيا ببخشا، خواهي برو جفا كن دردي است غير مردن ، آن را دوا نباشد پس من چگونه گويم كاين درد را دوا كن
شرح دهم غم تو را نكته به نكته مو به مو مهرِ تو را دل حزين بافته با قماش جان رشته به رشته، نخ به نخ، تار به تار و پو به پو
.... |+| به قلم کاردو سه شنبه 1 آذر1384
|