تبليغاتX
نیشتمانه که م
نیشتمانه که م
افتتاحیه...

                       

 

 

                

      سعديا گر همه شب شرح غمش خواهي گفت

              شب به پايان رود و شرح به پايان نرود

شب بود و باران باريده بود...کسي در کوچه هاي شهر آواز مي خواند...باران مي باريد و کسي چترش را لاي ترانه ها گم کرده بود...شب بود و کسي همه ي واژهايش را بخشيده بود به باران و خودش...وخودش بي چتر و بي واژه آواز مي خواند...شب بود،باران مي باريد، کسي در کوچه هاي شهر قدم مي زد ، کسي که باران را خيس کرده بود...شب بود و باران ــ در به در ــ ترانه ها را در پي يافتن چتري ورق مي زد...

شب بود ... باران مي باريد...کسي آواز مي خواند... و باران ، شعري سروده بود براي اينکه خيس نشود...

 


 

مدت ها از آن روز مي گذرد که اولين وبلاگم را با عنوان تا ئه و درست کردم، آن روزها هنوز پايم به محيط دانشگاه نرسيده بود، هر از چند گاهي به حساب جيب پدر کانکت مي شدم و وبلاگ را به روز مي کردم.

به دانشگاه که رسيدم سرگرم بازي هاي ديگري شدم : نشريه دانشجويي، انجمن علمي، برنامه هاي فرهنگي و ...

و اکنون بعد از گذشت دو سال، با توقف توقيف گونه ( و يا شايد توقيف توقف گونه !) نشريه، منفعل شدن بي دليل انجمن ها و بي علاقگي روزافزون دانشجويان نسبت به برنامه هاي فرهنگي، حرف هاي گفته و ناگفته و مطالب منتشر شده و نشده اي که روي هم جمع شده بود، فضايي را براي انتشار مي طلبيد، فضايي که مجازي بودنش بدون شک مي توانست پيام آور آزادي و راحتي بيشتري باشد.

افزون بر اين، تشويق ها ، اظهار محبت ها و اصرارهاي بزرگوارانه ي دوستاني که هر از چند گاهي ــ و صرفاٌ از روي لطف ــ سراغي از نوشته هاي تازه ام مي گرفتند و بر ايجاد وبلاگي براي گردهم آمدن اين نوشته ها تاکيد داشتند، بنده را بر آن داشت که در اين روزها که فضاي حاکم بر نشريات ــ چه دانشجويي و چه سراسري ــ فضايي پر از ترس و ابهام و نااميدي است، در وبلاگي که مشاهده مي کنيد اقدام به انتشار مجموعه ي کارهايي بنمايم که در قالب شعر، داستان، نقد ادبي، ترجمه، يادداشت، طنز و... به رشته ي تحرير در آمده است.

نيازي به توضيح نيست که وبلاگ را محدود به قالب و نوع خاصي از نوشتار نکرده ام. آنچه اقتضاي حال است در وبلاگ مشاهده خواهد شد و آنچه در وبلاگ مشاهده مي شود بي گمان اقتضاي درون و دوران است.

به مانند وبلاگ قبلي ام و به دليل موجه پيوند ناگسستني ام با زبان مادري، عنوان وبلاگ به زبان کردي است و اين بار:«نيشتمانه که م  ».  « نيشتمان » در زبان کردی به معني سرزمين مي باشد.

قرار بر اين است که « نيشتمانه که م » پايدار و ماندگار باشد. نظراتتان، نقدهايتان و توصيه هايتان بدون شک اميد بزرگي است.

وظيفه ي خود مي دانم از همه عزيزاني که مستقيم يا غير مستقيم ياريگر بنده بوده و هستند، بخصوص دوستان عزيزم در انجمن فرهنگي ـ ادبي مريوان تشکر کنم.

                                                   کاردو رحمان زاده ــ آذر ۱۳۸۴

 

|+| به قلم کاردو چهارشنبه 2 آذر1384 |