![]() نیشتمان در زبان کردی به معنی سرزمین می باشد."نیشتمانه که م " تنها قسمتی اندک از همه ی آن چیزهایی است که سرزمینم به من بخشیده . این وبلاگ قبل از آنکه ادعا داشته باشد دغدغه دارد. دغدغه ی بزرگ شدن. دغدغه ی وسیع شدن و ....
ایمیل من آرشیو مطالب قدیمی آرشیو مطالب قدیمی
آرشیو موضوعی
جستجو در وبلاگ
یاران
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
روی خط:
تعداد بازديدها: RSS
|
نیشتمانه که م
یادداشت
جريان يا توقف ؟! يك) فرانتس کافکا مي گويد : "جهان وقتي تغيير شکل مي دهد که چيزي در آن بميرد وچيز ديگر زاده شود .چيزي از پادرآيد و چيز ديگر قد علم کند ." دو) کلمات مختلف وترکيب آنها با يکديگر در موقعيتهاي فيزيکي مختلف، معاني مختلف مي يابند آنچه سبب تعابير معاني مختلف مي شود در واقع بافت غير زباني يا بافت موقعيتي است. يعني موقعيتي که درآن اتفاقي رخ مي دهد به شما کمک مي کند تا معني آن اتفاق را دريابيد و يا به عبارت ديگر معني هر اتفاق را به کمک موقعيتي که در آن رخ داده است درمي يابيد . سه ) مي گويند جهان در حرکت و درگذر است. در تغيير و تحول است ونيز نوشته اند که "هيچ کس نمي تواند دو بار پايش را در يک رود خانه قرار دهد. " ولابد براي اينکه آب در جريان است وحتماً مسيري هم براي جريان آب فراهم است و درنتيجه آن رودخانه اي که براي دومين بار پا در آن قرار مي گيرد رودخانه ي قبلي نيست ... چهار) اگر بخواهيم اين جملات را صرف نظر از مفاهيم و تفاسير فلسفي آن از نظر بافت موقعيتي بررسي کنيم اين پرسش به ميان مي آيد که "جريان داشتن آب را به نسبت کدام موقعيت دريابيم ؟" به اين معني که اين "رودخانه " در چه موقعيتي به "رودخانه" ي مورد اشاره تبديل مي شود؟ اگر متهم به بازي هاي زباني نشوم مي توان سوالات زير را مطرح کرد:
آيا همه جا آب در جريان است ؟ آيا همه جا رودخانه اي وجود دارد ؟ به قول زبان شناسان آيا دال هاي "آب"و "رودخانه" هميشه ودر همه ي موقعيت ها به ترتيب بر مدلول هاي "روان بودن" و "مسير جريان آب" و يا مدلول هاي خاص تر "حرکت" و "بستر حرکت" دلالت دارد ؟ پاسخ همه ي اين سوالات (براي من) منفي است .اين رودخانه در بسياري از موارد همان رودخانه ي لحظه ي قبل که حتي رودخانه ي قرن ها قبل است . اين "آب" همه جا در جريان نيست. در بسياري از مكان ها اصلاً رودخانه اي وجود ندارد . دال هاي "آب" و "رودخانه" در بعضي موقعيت ها هيچ مدلولي ندارند ... و در نهايت اينکه تغيير و تحول در همه جا و در همه ي موارد وجود ندارد. همه ي مسايل و موضوعات در تغيير نيستند. هنوز هم مي توان موقعيت هايي متصور شد که در آن جرياني و حرکتي وجود ندارد و دركل مي توان حضور کمرنگ انديشه هاي نوين و جريان ساز را احساس کرد . دوباره نگاهي بيندازيم به سطر اول اين متن . جمله ي "کافکا" را دوباره بخوانيم و اين بار فکر کنيم و بينديشيم آيا واقعا چيزي از پا در آمده ؟ چيزي قد علم کرده ؟ آ يا جهان تغيير شکل داده است ؟.... پنج) شاعر بزرگ وجاودانه ي هم روزگارمان زنده ياد "احمد شاملو" در پاسخ به سوالي مشابه در مصاحبه اي مي گو يد : " جهان امروز هماني است که در ما قبل تاريخ بوده فقط بشر گرفتار طي کردن يک روند شده. مي گويم گرفتار چون اين روند، روند دلچسبي نبوده همان حلقه هايي که مارکس عنوان کرده بشر پشت سر گذاشته و امروز بشر بيش از هر زمان ديگر خسته تر، مستاصل تر و نااميد تر همراه با اعمال شاقه محکوم به زندگي است ..." |+| به قلم کاردو شنبه 26 آذر1384
|